کریسمس+سالگرد عقد+بهشت هویزه

سلام به همه دوستان گل و خوبم

ممنون از اینکه حتی وقتی که ما خونه نیستیم بهمون سر میزنیدفرشتهچشمک

اول از همه سالروز میلاد پیامبر صلح و دوستی حضرت عیسی مسیح علیه السلام و آغاز سال جدید میلادی رو به همه و به خصوص دوستان مسیحیمون تبریک میگم و آرزو میکنم که هر چه زودتر رجعت این پیام آور صلح با ظهور منجی عالم بشریت،حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف محقق بشه و جهان دوباره مزین به صلح و آرامش بشه.

دوم :امروز هم مثلاً سالگرد عقد ماست،۶ سال پیش در همچین روزی(۴ دی و سالروز میلاد مسیح) من و بابا جون به عقد ثبتی هم در اومدیم.اون سال سالروز میلاد امام رضا علیه السلام و سالروز میلاد حضرت عیسی مسیح علیه السلام با هم مقارن شده بود.

سوم:

علی رغم اینکه در چند روز گذشته همون مزاحم همیشگی حسابی اوضاع و احوالم رو به هم ریخته بود و دیروز اصلاً حال و حوصله نداشتم اما از لطف بابایی و مامانی مهربون دیروز برای من و فرشته های نازم حسابی روز خوبی بود و حسابی بهمون خوش گذشت.(بسوز مزاحم بدجنس خبیث هورا)

دیروز بابایی و مامانی واسه ناهار ما رو بردن به یکی دیگه از مجتمعهایی که از برکت وجود سپاه پاسداران برای عموم مردم در اهواز دایر شده و در حال تکمیله هنوز.دیروز ناهار رفتیم بهشت هویزه و ناهار رو در رستوران داخلیش خوردیم(جای همه دوستان خالی).رستوران داخلیش دو فضای سنتی و مدرن داره که به انتخاب رضوان خاتون فضای سنتی رو انتخاب کردیم.

 

کاغذی که در عکس زیر در دست خانم خانماست حاکی از اینه که از هر فرصتی برای نقاشی کشیدن استفاده میکنه:

بعد از خوردن ناهار هم رفتیم تو فضای باز(رستوران و چایخانه سنتی)و در هوای عالی دیروز تا ما چایمون رو میخوردیم بچه ها هم حسابی بازی کردن.

آ عیی(یا علی):عکس زیر

بیشتر از همه به محمدمهدی جونم خوش گذشت،مدام از اینور به اونور میدوید و سر و صدا میکرد و از خنده ریسه میرفت و غم و غصه رو از دل مامان پیرون میکرد.

شیطونک مامانو ببین

علت گریه رضوان خاتون در این عکس و عکسهای بعدی اینه که چرا نگذاشتیم با بابایی بره چای سفارش بده و جالب اینه که درخواستش رو به زبون نیاورده و میگه باید خودت میدونستی.

این هم بازی جدیدی که پسرک مامان کشف کرده(عکس زیر)

به نظرم فضای داخلی مجتمع بهشت هویزه از فضای داخلی رستوران فجر بهتره،تزئین غذاش از تزئین غذای مجتمع فجر بهتره،اما غذاهای رستوران فجر خوشمزه ترن نسبتاً.حالا باید شهر بازی مجتمع بهشت هویزه راه بیفته تا ببینیم این شهر بازی بهتره یا سرزمین رویایی مجتمع فجر.

شب هم بعد از شام بابایی و مامانی بردنمون یه بازار که تا حالا از وجودش یبخبر بودیم.یه حالتی مثل جمعه بازار داره اما ظاهاراً هر شب ساعت هفت-هشت شب به بعد میان بساط میکنن و تا دیروقت هستن.فکر کنم فاز چهار جواهری(یه جایی بین جواهری و کوروش)بود.

وروجکا هم که کلی چیز میز گیرشون اومد و دختری هم یه جفت چکمه قرمز خوشگل واسه خودش انتخاب کرد.

در کل به کوری چشم حسود و بخیل و با دعای خیر شما دوستان روزهای نسبتاً خوبی داشتیم.

پینوشت:

١)پنجشنبه ای که گذشت خبر فوت یکی از اقوام رو شنیدم(که البته چهار شنبه به رحمت خدا رفته بودن)که خیلی خیلی ناراحتم کرد.عمه مهین با وجود اینکه جزو اقوام درجه یک و دو نبودن اما من خیلی دوسشون داشتم.

در دوره ابتدایی هم که ما به علت ادامه داشتن جنگ و درگیری در خرمشهر،در شادگان زندگی میکردیم ناظم مدرسه ای بودن که من کلاس دوم ابتدایی رو اونجا گذروندم:"دبستان هدف"

من اینقدر عمه مهین و خواهرش رو دوست داشتم،و این محبت از همون سالها ادامه پیدا کرد تا نوجوونی و جوونی و همین حالا.چهره و صدای عمه مهین رو خیلی دوست داشتم.با وجود اینکه خیلی دیر به دیر میدیدمشون اما چهره و تن صداشون رو خوب به یاد دارم و هرگز از یاد نمیبرم.

این مصیبت رو به خاله و شوهر خاله و دختر خاله های گلم تسلیت میگم و از صمیم قلب آرزو میکنم که خدا بهشون صبر بده و غم آخرشون باشه.

رها جون و هستی عزیزم منو در غم خودتون شریک بدونید.

٢)اخبار داغ مربوط به گل پسری ان شاالله به زودی(شاید همین امشب)

/ 62 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان علی و امین

سلام خانومی سالگرد عقدتون مبارک باشه ان شا’الله سالهای سال با شادی و خوشی در کنار هم زندگی کنید[گل] گلهای نازتونو ببوسید[ماچ][ماچ]

سمی

با کمی تا خیر مبارکه سالگرد عقدتوووون[گل] عکس های بچه های گلت مثل خوووودشون اوشله [قلب] گلاتو از طرف من ببوووووس[ماچ][ماچ][ماچ]

شیرین مامان دانیال

سلام عزیزم. سالگرد عقدتون یکی شدنتون مبارک [ماچ] عکسهای قشنگ فرشته ها رو دیدم همیشه به تفریح . سر محمد مهدی چی شده شیطنت کرده [چشمک] خدا رحمت کنه عمه مهین و روحش شاد [گل] مواظب خودتون باشید میبوسمتون [ماچ]

مامان بردیا

سلام ای بابا شما که همش اذیتتون میکنن[قهر]امیدوارم که دیگه برات پیش نیاد وهمیشه مثل همون روز خوش وسرحال باشین

بهار

سلام مامانی مهربون×! آره دیگه مگه ما چندتا گلهای بهشت ناز نازی داریم، یکی رضوان خاتونه یکی محمد مهدی! مرسی از نظر لطفت عزیزم! منم گوگل ریدر رو از دبی یکی از دوستام فعال کرد!

یه دوست

میشه کامنت های سارا شکری رو تایید نکنی؟ حالم بهم میخوره ازش.واقعا آدم بی صفتیه. من معتقدم هر کی کسی رو نفرین کنه خدا نفرین هاشو به خودش برمیگردونه. اما عزیزم خوشم میاد از برخوردت... خدا به راه راست هدایتش کنه

سارا شکری

عزیزم چندبن یار ازتون عذر خواهی کردم و باز هم می گم روسیام رو پاهات می افتم که منو ببخشید احساس گناه می کنم قربونت برم. امیدوارم به حق فاطمه زهرا خدا از گناهانم را ببخشه. اگر امکان داره کامنتی که در نهایت پست فطرتی ام نوشتم پاک کنید و اگر هم خواستید میتوانید ایمیلم را که براتون فرستادم در بلاگتون بزنید. بازهم شرمسارم عزیزم فرشته های نازتون را جای من ببوس بگذار عذرخواهی را همه ببینند. جوانی کردم فقط شما را با ن م اشتباه گرفته بودم همین. به خدا می سپارم ات سارا شکری

مامان یکتا

سلام هیچی ندارم بگم جز اینکههههههههههههه برای بعضیا متاسفم تازه فهمیدم چه خبره راستی صدف همون سمیه مامان پویانه هااااااااااااااااا[ماچ]

مبینا

وبلاگ قشنگی هست