دری وری های نیمه شبانه یه ذهن بیمار

الان اومدم تا عکسهای هدایایی که خاله جانها و مامانی و بابایی زحمت کشیده بودن برای رضوان خاتون و محمدمهدی گرفته بودن بزارم اینجا و ازشون تشکر کنم،

چندتا عکس هم از محمدمهدی گرفته بودم که دیشب نصفه شبی یادش افتاده بود که آشپزخونه مرتب مونده و رفته و حسابی برام کار درست کردکلافهکه اومدم  همه رو آپلود کنم و بزارم که پرشین گیگ فعلاً ارور میده و نمیتونم عکس آپلود کنم،برای همین گفتم بزار درباره کامنتی که دیشب بعد از به روز رسانی وبلاگ از یه آدمی که واقعاً نمیدونم باید چی خطابش کنم شیطاندریافت کردم بنویسم.

شکلکهای ترسناک

راستش اول نمیخواستم متن کامل کامنت رو بزارم(آخه من که مثل اون آدم بی ادب نیستم که هر حرفی رو بزنمخجالتاونم به آدمی که نمیشناسمش و نمیدونم واقعاً چطور آدمیه)ولی بعد دیدم که باید هم اسمشو هم آدرس وبش رو و هم متن کامل کامنتش رو بزارم تا دفعه دیگه به خودش اجازه نده به وبلاگ کس دیگه ای سر بزنه و از این جسارتا بکنه.

این آدم که تو وبلاگ خودش با اسم سارا شکری مطلب مینویسه و امروز دیدم تو وبلاگ یکی دیگه از مامانا که نیمه شب گذشته به روز کرده بود با همین عنوان کامنت گذاشته بود،برای من با عنوانازرائیل (دقیقاً با همین املا نوشته بود) کامنت زیر رو گذاشته بود:

شکلکهای ترسناک: آن ‌شالله به خاطر دو دستی حضرت عباس خبر مرگ این بچه صیغه ایت که شبها با شکم پر میخوابه بهت بدند.
بگو الهی آمین.
این عین متن کامنتشه که کپی-پیستش کردمخجالتالبته با عرض شرمندگی و پوزش از محضر شما دوستان گلم.
حالا شما بگید یه زن که از صبح تا شب با دو تا بچه هزار ماشاالله آتیشپاره سر و کله میزنه و مجبوره نصفه شب خسته و خواب آلود و با هزار فکر و خیال بیاد وبلاگ رو به روز کنه وقتی ساعت ۴ صبح یه همچین کامنتی رو بخونهشکلک جمجمه و اسکلت چه حالی بهش دست میده.
یکی نیست به این بنده بدبخت خدا بگه آخه بابات خوب،ننه ت خوب،اولاً مگه اینکه ما کار کنیم و زحمت بکشیم و از راه حلال و به سختی شکم خودمون و بچه هامون رو سیر کنیم و نیازهاشون رو برآورده کنیم جرمه؟
ثانیاً تو که اسم خودت رو گذاشتیالهه دردمندان و یه مشت اراجیف و در وری تو وبلاگت مینویسی که سرتا پاش از نظر ادبی و دستوری اشکال داره،از کجا میدونی که ما صورتمون رو با سیلی سرخ نمیکنیم؟
از کجا میدونی که من بیشتر از تو که فقط حرفش رو میزنی دغدغه دردمندان رو ندارم؟
از کجا میدونی که بچه های من تا حالا سرگرسنه زمین نزاشتن؟
من خیلی کامنتای نامربوط تا حالا داشتم که با اخترام پاکی احساسات دوستانی که کامنتشون تو بخش نظرات هست،اونا رو حذف کردم و ککم هم نگزیده،اما از تو یکی نمیگذرم چون اسم پاک حضرت عباس رو کنار نیت ناپاک خودت آوردی،چون حرفی زدی که نیمه شبم رو خراب کرد و با خوندن اون کامنت کذاییت نفسم بند اومد و قلبم درد گرفت.
اونم منی که تو خیابون یه دونه بستنی نمیخورم و دست بچه هام نمیدم تا خدای نکرده دل یه بچه آب نشه،منی که یه لقمه غذای خوش از گلوم پایین نمیره از فکر اینکه الان تو خیلی خونه خرابه ها خیلیها گرسنه هستن،منی که همیشه خیلیها و حتی آقای همسر به خاطر اینهمه فکر و خیال دیگران سرزنشم میکنن،منی که....
کاملاً مشخصه تو از اون آدمهایی هستی که فقط ریا میکنن و تظاهر به انسان دوستی میکنن،با اون پروفایل مسخره ت:الهه عابدان و پرهیزکاران و...
ازت نمیگذرم....هرگز ازت نمیگذرم
/ 53 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریمی

مرسي عزيزم به وبلاگ پسرم سر زدي انشا اله يه ماه ديگه مثل نانازاي تو مياد تو بغلم در ضمن وبلاگت خيلي جذابه دوست دارم همشو بخونم و ببينم منم يه جورايي جنوبي هستم ولي ساكن تهرانم بازم به ما سر بزن قضيه اين يارو رو هم بي خيال آدم مريض زياد پيدا مي شه

آرام

مامانی واقعا فقط می تونم بگم متاسفم. اولا که با حرف گربه سیاهه بارون نمی آد و خدا خودش به دل بنده هاش آگاهه. می خواستم بگم کاش اصلا بهش محل نمی زاشتی بعد دیدم نه بهتره گاهی خدمت اینجور آدما رسید تا حساب کار دستشون باید. من واقعا نمی تونم درک کنم یعنی نه فقط این آدم و رفتارش رو ها، اینکه بعضی ها به خودشون اجازه بدن اینقدر راحت حرف بزنن و به دیگران بی احترامی کنن و قضاوت کنن. انگار اینجور آدما واقعا از خدا بی خبرن و ترس از اینکه روزگار دامنشون رو بگیره، ندارن. من که اعتقاد دارم رسم روزگار اینه که مثل آینه پاسخ رفتارهات رو تو دامنت بزاره. خدا خودش به ایجور آدما رحم کنه و راه راست رو بهشون نشون بده.

آرام

مامانی مطمئن باش کسی با دری وری نوشتن و بی احترامی کردن نمی تونه مردم رو از راه به در کنه. اگه کسی هم قصد ارشاد وهدایت کسی رو داشته باشه، به نظر من راهش اینه که از در محبت و دوستی و خلاصه راه سبز نشون دادن بیای جلو نه با بی ادبی. خدا فقط هدایتش کنه.

مامان امیرمهدی کوشمولو

واقعا که چه آدمایی پیدا میشن.. به نظر من هم اگه کسی واقعا از روی خیرخواهی و به قول خودش بینوازدایی می خواد دست به کار بشه هیچوقت و هیچوقت به خودش اجازه نمیده بقیه رو زیرسوال ببره و اینقدر بی ادبانه و وقیحانه و بیرحمانه حرف بزنه.. خدا خودت به راه راست هدایتشون کنه.. خوب عزیز دلم خودت چه طوری؟ دلم براتون یه ریزه شده بود.. فرصت نداشتم نظر بذارم ولی روی ماه گلای خوشگلت رو زیارت کردم.. الهی که خدا بهت ببخشدشون و همیشه کنار هم شاد باشین.. پست قبلیت هم خیلی ملیح و حس دار بود مثل همیشه.. [ماچ]

لیلا مامان الهه والناز

سلام واقعا نمی دونم چی بگم. فقط باید گفت این افراد مریض هستند. من نمی دونم چطوری تونسته دو تا فرشته ناز و قشنگ رو نفرین کنه. مطمئن باش که نفرینش به خودش برمی گرده. انشاا... خداوند نگهدار دو تا فرشته ناز و قشنگت باشه. [قلب][قلب]

خاله جان

بنده خدا سواد که نداره همه با هم دعا کنیم خدا بهش یه عقل وفکر سالمی بده *بگو الهی آمین*

مامان ملیکا

سلام مامان فرشته ها من خیلی وقت نکردم تو وبلاگش اون دروریاشو بخونم و غلطهاشو بگیرم[خنده].. اما میدونم که خیلی بدبخته با این طرز تفکرش ... من فقط وقتی برام فرستاد که بی اطلاعم احتمال دادم کسی دیگه ای باشه مسلما شما با هوش و کنجکاوی وپیگیری بهتر متوجه شدید ... به هر حال خدا ازش نگذره که کمی خواهر گلمو اشفته کرد ...انشالله همیشه خوش باشید کنار خانواده گلم [ماچ][ماچ][ماچ]

لیلی مامان یونا

سلام خوب هستید ؟ خودتو ناراحت نکن و اهمیت نده فرشته های قشنگ من رو ببوس [ماچ]

ماما پانی

سلام مامان جون خسته نباشی نمیدونم والله چی بگم منم قبلا توی وبلاگای دیگه اسمش رو دیده بودم خودت رو ناراحت نکن توی دنیای مجازی ازین چیزا پیش میاد بسپارش به خدا .ممنون که بهمون سر میزنین.خدا حفظ کنه فرشته هاتون رو زیر سایه شما و پدرشون.عیدتون هم مبارک[ماچ][قلب]