خدا رو شکر که هستی

سردم بود.اتاق سرد نبود،ولی من داشتم از سرما میلرزیدم.

گریه کردی،گرسنه بودی،هر شب تا صبح زود به زود گرسنه میشی.

بغلت کردم،تنت گرم گرم بود.

گرمای تنت تمام وجودم رو گرم کرد

حالا خوابی تا کی دوباره بیدار بشی و دلگرمم کنی.

ممنون که هستی تا یخ منو آب کنی

 

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرام

خدا حفظش کنه که واقعا فرشته ایه از بهشت. شاد باشید با هم.

آرام

خیلی ناراحت رضوان جونم شدم. انشاءالله بلا ازش دور باشه. از همۀ فرشته ها. خیلی خانومه به خدا قدرش رو می دونم که می دونی. خدا برات حفظش کنه. می گما تب داشته چرا پتوی به این کلفتی روش انداختی خانومی؟

مامانشون

سلام راضیه جان. در پناه خدا فرشته های مهربونت سلامت و تندرست باشن تا تو از گرمای وجودشون دلگرم بشی و سایه پر مهرت رو سرشون مستدام باشه خانمی[ماچ]

نانا

چه پسته قشنگي!!! چه خوشگل نوشتي....[قلب] خدا گلهاي گلدونت رو برات حفظ كنه[قلب][ماچ]

آزاده و ساینا

سلام مامانی فرشته های نازنین.[بغل] مرسی از اینهمه محبت و لطفتون به ساینا[ماچ]

آزاده و ساینا

در مورد لینکیدن شما صاحب اختیارید. ولی نمیدونم جریان فونت و اینا چیه......[پلک] فرشته های نازنینت رو ببوس. نماز و روزه شما هم قبول باشه.......[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

حوریه مامان شایان

وای که چه عکس ناز و قشنگی .. نوشته ات هم دلنشین بود عزیزم لینکت میکنم با اجازه [گل]

هلیا

ای جونم[ماچ][ماچ][بغل][دست]