نهم رمضان چهار سال پیش...

عزیز دلم      دخترم        نفسم

امروز و این لحظه که دارم برات مینویسم(نهم رمضان١۴٣١ ساعت ١٠:٢٠) با یاری خدای بزرگ و مهربون چهار سال قمریت کامل شد و تو وارد پنجمین سال از زندگیت شدیsmile

به غیر از خدایی که هرنفس با منه هیچکس نمیدونه توی اون سال و توی اون روز و توی اون ساعتها من چه حالی داشتم،هیچکس نمیدونه چقدر برای اومدنت بیقرار بودم،هیچکس نمیدونه چقدر از داشتنت خدا رو شکر کردمsmile

هیچکس نمیدونه وقتی توی اولین لحظه ورودت به دنیا باهات چشم تو چشم شدم در حالی که جونی تو تنم نمونده بود دستای بی رمقم رو با چه زحمتی برای درآغوش کشیدن تن نازک و ظریفت دراز کردمsmile

هیچکس نمیدونه تن تو چه عطر مست کننده ای داشت که من از خماریش یکروز کامل بدون مسکن سر کردم و هیچکس نفهمیدsmile

هیچکس نمیدونه تو چه خوش دست و خوشتراش بودیsmile(فتبارک الله احسن الخالقین)

هیچکس این شانس رو نداشته که اولین نگاه قشنگ تو به او بیفتهsmile

هیچکس این شانس رو نداشت که اولین تپشهای قلب تو رو بشنوهsmile

اگر میخوای گوشه ای از حال و هوای اونروز منو بدونی اینجارو بخون

دقیقاً نه ماه و نه روز کامل با من نفس کشیدی، در من!smile

از من تغذیه کردی،در گهواره ای که من بودم به آرامش میرسیدی و میخوابیدی،نه ماه و نه روز سختِ قشنگ

به دنیا اومدی و تمام وقتم رو در اختیارت گذاشتم،تمام هوش و حواسم رو،تمام نگاه هام رو،تمام قلبم رو ،تمام خودم رو!

از شیره جونم تغذیه کردی و رشد کردی و روز به روز شاهد رشد و پیشرفت تو بودم.

چهار سال تمام ،چهار سال سخت،چهار سال...بیخوابی و سختی و خستگی و...رو با عشق تو و با امید به آینده ای باشکوه برای تو گذروندم.مریضیهات رو دیدم،زخمی شدنات رو دیدم...

ان شاءالله پنج سال دیگه در چنین روی خدای یکتا تاج بندگی خودش رو روی سرت میزاره و من اگر اونروز زنده باشم برنامه های زیادی از خیلی وقت پیش به مناسبت این افتخار بزرگ برات تدارک دیدم

تو همدم تمام لحظه های من بودی،حتی وقتی که من برای تو لالایی میخوندم،حتی وقتی که من تو رو تیمار میکردم،حتی وقتی که من گوش به حرفهای تو و دل به غصه های کوچیکت میدادم............................این تو بودی که همدم من بودی!

همه آنچه که از دستم بر اومد و برات کردم حلالت تا قیام قیامت و تا وقتی که با یاری خدا قدمهای استوارت رو با سر بلند در بهشت بزاری و به مقام رضوان من الله برسی(ان شاالله)

برای همه آنچه که نتونستم برات انجام بدم ازت حلالیت میخوام عشق ابدی من

نازنیم همیشه به یادت هستم و همیشه دعات میکنم.بدون حتی روزی  که قلب من مشتی خاک بشه هر ذره اون خاک برای تو میتپهماچ

دیشب به مناسبت چهارمین سالگرد قمری تولدت یه جشن کوچولو برات گرفتیم.مامانی و بابایی و دایی علی رو افطار دعوت کردیم.میخواستم برات یه کیک به شکل  kitty  درست کنم(به خاطر علاقه ت به کیتی)،اما بعد به ذهنم رسید که یه کیک یخچالی درست کنم که نیاز به پخت نداشته باشه و خودت بتونی تو تمام مراحل درست کردنش سهیم باشی.چون همیشه خیلی علاقه نشون میدادی که خودت کیک درست کنی.همین کار رو کردیم و کلی هم ذوق کردیژله رو هم با هم آماده کردیم و ریختیم توی بستنی خوریها که برای سرو بستنی آماده باشه.

بعد از افطار هم جشن کوچولومون رو گرفتیم

 و تو اینقدر بهت خوش گذشت که بعد از رفتن مامانی اینا تا ازت خواستم بخوابی رفتی و سرت رو روی بالشت نگذاشته بودی که به یه خواب ناز رفتیNight

فرشته ها دور سرت دلبندم الهی که روحت همیشه همینطور بی آلایش بمونه و همیشه همینطور از زندگیت راضی باشیsmile

هدیه من به شما یه پایه میکروفون موزیکال دو میکروفونه بود که البته چند روز زودتر دیدیش و مصادره ش کردی و از اونروز تا حالا هر فرمایشی که داشته باشی دیگه به خودت زحمت نمیدی بیای صدام کنی و میکروفونت زحمت رسوندن اوامر شما رو به گوش من میکشهgirl_haha.gif

 

یه هدیه مجازی هم برات دارم و اونم اینه که به افتخارت یه پست توی وبلاگ شکلکها گذاشتم که پر از  kitty های ریز و درشته.

باباجون هم به خاطر علاقه شما به مگ مغناطیس پکیج ١٢۴ تاییشو برای شما گرفت و قول داد که اگر کار کردن باهاش رو یاد بگیری بعداً یه کاملترش رو برات بگیره

دوست دارم،عشقمی،نفسمی،جونمیقلب

ان شاالله موفقیتهای چشمگیرت رو در عرصه دین و دنیا ببینم

ان شاالله خوشبختی و عروسی و عاقبت به خیریت رو ببینمsmile

خدا تو رو اول برای خودش و بعد برای ما حفظ کنه

 

 

پینوشتها:

١)یه چیز دیگه که هیچکس نمیدونه اینه که من چقدر وقت نوشتن احساسات قلبیم نسبت به تو و آرزوهام برای تو، اشک ریختمconnie_wimperingbaby.gif

٢)پرشین گیگ بهم پیام داده که فضایی که برای آپلود عکسها داشتم پرشده و باید بعضی فایلها رو حذف کنم تا بتونم عکسهای جدید آپلود کنم.حالا یه سوال مهم برام پیش اومده و اون اینه که اگر عکسهایی رو که توی وبلاگ قرار دادم از پرشین گیگ(فضایی که عکسها رو توش آپلود کردم)حذف کنم،عکسها از وبلاگ حذف نمیشن؟لطفاً هر کی تو این زمینه اطلاعاتی داره راهنماییم کنه 

/ 32 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمی مامان آوینا

سلام مامان دو فرشته ممنون از اینکه بهمون سر زدی ... تولد 4 سالگی دخملت مبارک ایشاله 120 ساله شه ... کادویی که براش خریدی خیلی قشنگه و جالبه تا حال ندیده بودم ... به این می گن فرزند سالاری ههههههه اوامرشو پای میکروفن اعلام می کنه [نیشخند]

سمی مامان آوینا

سلام مامان فرشته ها مرسی از اینکه بهمون سر زدی تولد 4 سالگی دخملت مبارک ایشاله 120 ساله شه کادوی تولدش هم خیلی قشنگ و جالبه تا حالا ندیده بودم به این می گن فرزند سالاری اوامرشو پای میکروفن اعلام می کنن خانم هههههه [نیشخند]

مبينا

سلام مرسي از محبتتون عزيزم الهي فداش شم تولد گل خانوم مبارك ماشالله هزار ماشالله.. كاشكي ك صد ساله شه نه صدوبيست ساله شه نه صدوبيست سال كمه هميشه زنده باشه..ببوسيدش از طرف منو مبينا..ايشالله ك خوشبخت باشه..ماماني با گفتن اين حرفاي قشنگت منم چشام اشك افتادن..چشم بد ازش دور باشه..ساليان زيادي رو باهم جشن بگيريد..دوستتون دارم..قربون اشكات و مهربونيات اميدوارم ب همه ي ارزوهايي ك برا گل خانوم داري برسي..شاديتون ارزوي منه..سلامت و شاد باشيد[گل][گل][گل][قلب][ماچ][ماچ]

شکوه مامان ارمیا

سلام[لبخند] ممنون که به ما سرزدید[قلب]چقدر قشنگ و بااحساس برای دخترتون نوشتید[ماچ]بااجازتون لینکتون کردم تولد رضوان خاتون گل خوشبوی بهشت رو تبریک میگم[ماچ][هورا][هورا]خوش و خرم باشید بازهم بیایید سمت ما[قلب]

مامانشون

سلام تولد قمری رضوان خاتون عزیز مبارک باشه انشاالله به تمام آرزوهایی که در مورد فرشته ها دارید می رسید مامان مهربون و با احساس خدا برای هم نگهتون داره. هدیه ها هم مبارکت باشه رضوان جون[قلب][ماچ]

فاطمه مامان ریحانه سادات

سلام عزیزم تولد دختر گلت رو بهت تبریک کیگم با خوندن احساست مخصوصا اون قسمتی که حرف از حلالیت زدی بی اختیار اشکم سرازیر شد الهی به همه آرزوهات برسی و دخترت رو عروس کنی

مریم مامان موژان

عزیزم ممنون از اینهمه محبتت.خیلی عجیبه من وبلاگ شما رو تو لیست گوگل ریدر وبلاگمون گذاشتم ولی وقتی آپ میکنین نشونش نمیده یعنی اسم وبلاگتون نمیاد بالای لیست[سوال][سوال]منم نگران شده بودم که شما اینهمه مدت وبلاگو بروز نکردین.حالا که اومدم و دیدم کلی پست عقب موندم تعجب کردم ما رفتیم ملی راه عزیزم ولی زیاد ازتون دور نشدیم ایشالا بزودی ببینیم همدیگه رو حسابی ببوس رضوان جون و محمد مهدی عزیزمو راستی تولد رضوان خاتون گلم مبارک باشه [بغل][ماچ][قلب][هورا][دست]

آرام

وای مامان مهربون اینقدر قشنگ احساست رو بیان کردی و از لحظات قشنگت نوشتی که کامل می شه تمام عشق و محبتت رو لمس کرد و راستش رو بخوای وقتی اینا رو می خونم با خودم م یگم یعنی منم می تونم یه همچین مامانی باشم؟ یعنی منم با این عشق عروسکم رو دوست دارم؟ یعنی منم می تونم اینطور خالصانه خداوند مهربون رو برای داشتن یه همچین فرشته ای شاکر باشم؟ واقعا به داشتن دوستی مثل تو و با ایمان تو افتخار می کنم عزیزم. دعا برای ما موقع افطار یادت نره ها؟ عسل دختر نازنینمو ببوس از طرف من.