و اما آخرین اخبار فرشته خانم

این عکسا رو به سختی هر چه تمامتر گذاشتم اینجا،جون شما.البته واسه هرکدومشون تقریباً یک ساعت وقت صرف کردم و از طریق کپی-پیست قرار دادم اینجا.البته این سایت پرشین گیگ که فاطمه و فرشته لطف کردن و دعوتنامش رو فرستادن خیلی بهتر بود.دستشون درد نکنه.اما در نهایت باز هم وقتی آدرس عکس رو کپی میکردم تو قسمت مربوطه خیلی کوچیک ظاهر میشد.نتیجه این شد که مجبور شدم عکسا رو بعد از آپلود کردن کپی کنم و تو وبلاگ قرار بدم .امیدوارم که خوب شده باشن.                      

             

دخمل گلم از بس با کلاسه تو خونه هم باید کلاهشو سر کنه و کیفشو بندازه تو دستشو جلوی مامان رژه بره و دلشو ببره.لباس و کیف و کلاهشم بیشتر وقتا خودش ست میکنه 

 

 

عجله برای بیرون رفتن از چاردیواری

 

 

سوار کاری در خانه

 

 

اینم دوست جدیدشه

 

رضوان خاتون و دایی علی

 

 

رضوان در پارک محله

 

اینم زن عنکبوتی!!!

 

رضوان خاتون:مامان جوون بیبین،ماهی کیشیدم

/ 4 نظر / 50 بازدید
نانا

سلام سلام چه دخملی، چه عکسایی..... مامان جونش تند تند از ش عکس بزار باسه!!! دوربین هم مبارک باشه...

مهری

[ماچ]سلام خاتون خاله خوش گذشت پارک زیتون؟[چشمک] منم چهار شنبه اونجا بودم اگه میدونستم تو هم میای پنج شنبه میومدم میدیدمت[گل][ماچ] از این به بعد هر وقت رفتم اونجا دنبال صورت قشنگت میگردم ببینم می بینمت[لبخند] ایشاا... خاله نی نی بیاره و با هم برین پارک بازی کنین البته باید نی نی مامان و خاله رو بتابونی[نیشخند] تا اونموقع تو خانوم خانوما شدی[لبخند]

مامي/نازك

سلام به رضوان خاتون و ني ني و مامان مهربون مرسي كه به ما سر زديد و خيلي خيلي خوشحالم كه يه دوست اهوازي پيدا كردم آخه خودم اهواز بدنيا امدم و ميشه گفت اكثر فاميلم اهواز هستند ولي ما بعد از جنگ اهواز رو ترك كرديم.من از اهواز خاطره چنداني ندارم ولي بازم خوشحالم كه با شما آشنا شدم.وبلاگ بسيار قشنگي داريد عكسها هم عالي بود. مي بوسمتون[ماچ]محكم محكم