خدا رو صد هزار مرتبه شکر..................

سلام  و صد سلام و هزاران سلام به روی ماه همه نی نی گلها و مامانای ناز و مهربونشونقلب

خدا رو صد هزار مرتبه شکر که دوستانی به گلی و بامعرفتی شما داریم که حتی وقتی اینهمه مدت وبلاگ رو به روز نمیکم و نمیتونم حتی به وبلاگ و یا منوی کاربریم سر بزنم،بازم بهمون سر میزنید.

نمیدونم چطوری مراتب شرمندگی و فروتنی خودم رو به شما و به فرشته های کوچولوی خودم به خاطر این کوتاهی ابلاغ کنم،ولی خدا میدونه که عذرم موجه بوده

اگه جواب کامنتهای پر از مهر و محبت شما رو نمیدادم و به وبلاگهای قشنگ و دوست داشتنیتون سر نمیزدم به خاطر مسائل و مشکلاتی بود که باعث شده بود حتی به منوی کاربریم هم نتونم سر بزنم و زحمت یکی دو تا پست آخر رو خواهر گلم با وجود مشغله های فراوانش کشید.

حرف و حدیث و خبر فراوونه که ان شاالله به زودی طبق روال سابق میام و زود به زود میگمشون،فعلا به چند تا از مهمترینهاشون بسنده میکنم:

اول از همه اینکه خدا خواست و ما بالاخره بعد از دو سال به شهر خوب خودمون،یعنی خرمشهر عزیز برگشتیم و هم من و هم فرشته ها از این بابت خیلی خوشحالیم و علی رغم مدتها که رو دور شانس نبودیم شکر خدا الان همه چی آرومه.....ما چقدر خوشبختیم...........

خبر دوم هم اینه که خواهر گلم هم که یکی دو هفته پیش به خونه ی خودشون اسباب کشی کرده بودن با ده روز تاخیر دو سالگی محمد علی نازش رو در شب میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف جشن گرفت که از همینجا ازش بابت زحماتش تشکر میکنم.

به ما که حسابی خوش گذشت

همین الان اینترنتمون بعد از یکماهی که به این خونه اومدیم وصل شد و من اومدم که هم یه عرض ادبی به شما کرده باشم و هم از احوالات خودمون به شما مهربونهایی که جویای حال ما بودین خبر بدم.

ان شاالله از این به بعد طبق روال سابق هم اینجا رو به روز میکنم و هم مشتاقانه به وبلاگهای تک تک شما سر میزنم.

همتون رو دوست دارم و به خدای بزرگ میسپارمتون.

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان زهرا نازنازی

سلام عزیزم خیلی دلم براتون تنگ شده بود[قلب] خدا رو شکر که مسایل و مشکلات حل شده و دوباره به جمع ما برگشتید امیدوارم همواره شاد و سلامت باشید[گل]

آبشار

سلام خوشحالم دوباره می نویسید [گل]

فاطمه مامان مریم گلی

سلام خیلی خیلی خوشحالم که برگشتین حسابی دلمون براتون تنگ شده بود همش میومدم ببینم آپین یا نه ما عید اومدیم شهرتون از مناطق جنگی بازدید کردیم کلی خوش گذشت اگه دوباره برین دلمون براتون تنگ میشه[ناراحت] به ما سر بزنین دوستتون داریم [گل][قلب][ماچ]

اعظم مامان سپهر

سلام عزیزم چه عجب خیلی خوش امدین! مشتاق نوسته های شیرینتون هستممممممممم[ماچ]

مامان نی نی تپل

سلام خانمی خدا رو شکر که همه چیز خوبه کم کم نگران شده بودیم!! همون طور که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه هیچ جا هم شهر خود آدم نمیشه[چشمک] خوش باشید

لیلی مامان یونا

سلاااااااااااااام خوب هستی ؟ به خدا خیلی نگرانت بودم و باور کن خیلی به اون شماره قبلیت زنگ زدم که همش میگفت خاموشه از مامانای زیتونی هم حالت رو پرسیدم گفتم شاید تو پارکی جایی ببیننت ولی ... خدا رو شکر که خوب هستید چه جابه جایی یه دفعه ای انشالله که هر جا هستی موفق و سلامت باشید برات خصوصی میذارم عزیزم

مامان سایدا ناناز

راضیه جون سلام،خیلی حیف شد که بالاخره ما نتونستیم در خرمشهر همدیگه رو ملاقات کنی،ظاهرا همزمان با هم جابجا شدیم ،من الان تهرانم،ضمنا خیلی خوشحالم به خاطر خوشحالی شما،انشالله هرجا هستی شاد باشی

فرشته مامان امین رضا

سلام خانوم رسیدن بخیر.خوشحالم که آمدین ومشکلاتتون حل شده والان خوشحالین. برگشتتون به شهرخودتون مبارک[گل] ازطریق خواهرتون جویای حالتون بودم .بچه ی حتما" کلی بزرگ شدن منتظر عکس های جدید هستیم درپناه حق سلامت وشاد باشین.[قلب] راستی آدس وب من عوض شده روی اسم کلیک کنید.

مامان يكتا

خیلی خوشحالم که به شهرتون برگشتید و از یه طرف هم ناراحت چون یه ماهی هست که دلم هواتون رو کرده بود و میخواستم بیام سمتتون اما شماره ای که داشتم ازت خاموش بود بهر جهت امیدوارم بازم همدیگه رو ببینید و هر جا هستید شاد و سلامت باشید می بوسمتون[ماچ][گل][قلب]