شام غریبان در حسینیه خودمون

یاحسینه روی قلبم

آجرک الله بقیت الله فی مصاب جدک الحسین المظلوم علیه السلام

 

آجرک الله یا سیدتی یا فاطمة الزهرا فی مصیبت ثمرة فوادک الحزینة

 

آجرک الله یا مولاتی یا عصمة الصغری،یا زینب الکبری سلام الله علیک

شام غریبان یتیمان امام حسین علیه السلام هم رسید.

همیشه از بعد از ظهر روز عاشورا به بعد یه حس دلهره عجیبی بهم دست میده،وقتی تصور میکنم که الان چه اتفاقاتی داره میفته،الان دیگه از اصحاب امام و از خویشانشون کسی نمونده به جز حضرت عباس و علی اصغر... الان دیگه فقط امام موندن و یه کاروان چشم خیره و تر و دستهایی رو به آسمان که ای خدا این روز نحس رو تمام کن و کار دنیا رو همینجا خاتمه بده و ما رو بی حسین نکن....وقتی تصور میکنم الان امام وارد میدان شدن...الان امام روی زمین افتادن و اون ملعون...(آجرک الله یا صاحب الزمان)

تمام وجودم پر از وحشت میشه.همیشه ،هر سال،هر روز با خودم فکر میکنم اگر من بودم،به فرض که کاروان امام رو همراهی میکردم و به فرض که تا اون لحظه دووم میاوردم،آیا لحظه ای که نوبت به میدان رفتن پسر فاطمه میرسید و میدونستم که بعد از اون قراره چه بلایی به سر زن و بچه ها بیاد،از ترس قالب تهی نمیکردم و یا بدتر از اون برای رهایی از اسارت و شکنجه از دشمنان خون خدا امان نمیخواستم(همین الان هم از تصور اینکه اگر بودم و هچین کاری میکردم تمام وجودم داره میلرزه خدااا)

واقعاً اگر بودم چه میکردم؟تا کجا دوام می آوردم؟اینجاست که دلم تیکه تیکه میشه برای مصائب دل دختر شیر زاده علی،یک زن با تمام احساسات و عواطف زنانه،مادرانه،خواهرانه،که داغ و مصیبت همه رو هم دیده و تازه مجبور هم بوده دیگران رو تسلی بده و برای همین نمیتونسته غم و اندوه خودش رو بروز بده.

همه اینها و همه ظلمهایی که به عزیزانش کردن به کنار،عزیزانش رو به وحشیانه ترین شکل به شهادت رسوندن تحمل کرد،این مسئله رو میتونم درک کنم با توجه به شخصیت والا و فرهیخته عقیله بنی هاشم سلام الله علیها

اما نمیتونم درک کنم که چطور اون همه اهانت رو به شهدای کربلا و بعد به کاروان اسراء و زنان و فرزندان شهدا تحمل کردن.تو رو خدا یکم فکر کنید:

ما وقتی یه کسی که تو یه موقعیتی پایین تر از شأن وموقعیت ما قرار داره بهمون توهین کوچیکی میکنه تا عمق وجودمون آتیش میگیره،نه به خاطر اون اهانت بلکه به خاطر اینکه شخصی که ما رو مورد اهانت قرار داده در موقعیت پایینتر از ما قرار داره و نمیتونیم تحمل کنیم.

من که خودم تو همچین مواقعی که قرار میگیرم از شدت ناراحتی انگار به قلبم یه وزنه سنگین میبندن و خیلی سخت میتپه.

اونوقت یه کسی تو موقعیت حضرت زینب سلام الله علیها شاهد اونهمه اهانت به بدن بی جان سید الشهداء و سایر شهدای کربلاست،شاهد اهانت به امام و مقتدای بیمارشه،شاهد اهانت به زن و فرزندان شهداس و حتی شخص خودشه.

آجرک الله یا ام المصائب یا زینب بنت علی ایتها المظلومة

فدای دل خسته ت بشم خانم،جانم به قربان زخمهای دلت 

روز عاشوراء بعد از نماز مغرب رفتیم روضه خونه همسایمون.البته چون میخواستن مراسم شام غریبان اجرا کنن محمدمهدی رو نبردیم و فقط من و رضوان خاتون رفتیم.

دختر گلم این چند روزی که باهاش رفتم روضه خیلی خانمانه و عاقلانه رفتار میکرد و کلی واسه مامانش آبرو خرید قربونش برم(هر چند که بعضی حرکاتش،مثلاً ادای گریه درآوردنش بعضی خانمها رو به خنده میانداخت)

خانم روضه خون کلی از دختر ما خوشش اومد(اینم بگم که بعد از اتمام روضه و سینه زنی دختر ما واسه مردم روضه میخوند)

شب هم مراسم شام غریبان رو تو حسینیه فرشته های مهربون انجام دادیم که ان شاالله اهل بیت علیهم السلام ازمون قبول کرده باشن.

بی بی رقیه جان این همدردیهای کوچک را از ما بپذیر

کنیز کوچک بی بی رقیه

به همین دلیل تو روضه همسایه نبردمت پسرکم(عکس زیر)

هنوز مانده تا بفهمی این شمعها برای فوت کردن و شادی کردن نیست،این شمعها برای گریستن و ذوب شدند.

پینوشت:

اگر خدا قبول کنه همه دوستان رو دعا کردم،همه یعنی همه،یعنی حتی اونایی که شاید اینروزها با بقیه روزها براشون فرقی نداشت و شاید...ان شاالله عزاداریهای همتون قبول باشه و به همه حوائج دینی و دنیویتون هم از برکت این اشک ریختنها و به سینه و سر زدنهاتون برسید.

برای ما هم هر کی خواست دعا کنه فقط :دو چیز

اول اینکه از خدا بخواید داغ حسین علیه السلام رو همیشه تو دلمون تازه نگه داره.

و دوم عاقبت به خیرمون کنه.

/ 46 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم شانی زاده اصلی

سلام از اینکه مجددا مزاحم شدم معذرت می خوام امدم تشکر قدر دانی کنم از اینکه به وبلاگم سر زدین . نمی دونم چندساله تشریف نبردین امازاده ابراهیم بابلسر و مزار شهدا خیلی تغییر کرده اگر یادتان مونده باشید جدولی طرف مزار شهدا بود برداشتند و مزار شهدا رو خیلی تغییر دادند به اندازه نیم متر ارتفاع از زمین بالا آوردن سنگهای مشکین یک دست نصب کردن .530شهید داشت که 3سال اخیر به540شهید رسید اگر اشتباه نکنم چون خیلی سرم شلوغه 4شهید گمان که به صورت 2تا 3درمیان کنار هم وجود داره . اصلا حس عجیبی پیدا می کنم می رم مزار شهدا . نمی دونم چه حکمتیه که شنبه ها منو به سمت خودشون می شکونن حتی اگر کار اضطراریهم داشته باشم ناخوداگاه صبح یا ساعت2بعدازظهر منو به سمت خودشون می برن چه بخوام چه نخوام دست خودم نیست . .حیق که دوربین عکاسیم نگاتیو خوره و خرابه اگر دیجیتالی بود حتما برات چندتا عکس از خود امامزاده ابراهیم (علیه السلام )و مزار شهدا عکس برداری می کردم به ایمیلتون می فرستادم قول نمی دهم پس منتظر نمانید اگر یه زمانی دوربین عکاسی گرفتم حتما براتون خصوصی خواهم فرستاد .سر در ورودي حرم نه حياط (در كارژي) 2هفته اي مي شود كه جند متري كشيدن

لیلیان

حضرت رقیه نگهدارت باشه رضوان خاتون گل دوست داشتنی. قربونت برم که انقدر خانمی ماشالله

لیلیان

محمد مهدی عزیزم الهی قربونت برم که برای امام حسین عزاداری کردی. خیلی دوستت دارم. فدای اون دل پاک کوچولوت بشم که برای امام حسین لباس پوشیدی

مامان علی

سلام خوشحال میشم به منم سر بزنید ان شاالله بچه هاتون همیشه سالم باشن [ماچ[ماچ]

مریم(مامان آرتین)

سلام خیلی ممنون از اینکه به وبلاگ پسرم سر میزنید خیلی منو خوشحال می کنید . ولی متاسفانه سرعت من خیلی پایینه و تا حالا موفق نشدم نظر بدم . خدا براتون حفظشون کنه . ماشالله دختر و پسر نازی دارید بوس برای هر سه تون

مامان یگانه

خیلی زیبا نوشته بودید ..من که کلی فیض بردم...منم اتفاقا خلی توی این روزها به همین موضوع فکر میکنم که اگه ما اونم موقع بودیم ایا امام حسین رو تنها نمی زاشتیم ...ایا تا اخر راه با امام حسین می بودیم...... عکسا برام باز نشد......

مامانشون

سلام راضیه جان. عزاداریهاتون قبول . منم خیلی به این موضوعاتی که گفتی فکر میکنم و بغض سنگینی رو گلوم می شینه حتی چند شب پیش وقتی مهدی پرسید مامان اون آدما چی بودن که حتی به بچه ها هم رحم نکردن و زدنشون و [گریه]؟؟گفتم نمیدونم مامان چون هر چی فکر میکنم رفتارهاشونو نمی فهمم که مهدی گفت مامان فکر کنم قلب نداشتن که بتونن بچه ها رو دوست داشته باشن

تینا بیدی

مامان فرشته ها حالا دیگه یکی از آرزوهام شده دیدن فرشته های گلت از نزدیک. الهی خدا حفظ کنه واست گلدونه هاتو. چقد ناز و زیباست رضوان خاتون خاله. محمد مهدی جونم دست کمی از خواهرش نداره. می بوسمتون.