خدا رو شکر که هستی - فرشته های مهربون

سردم بود.اتاق سرد نبود،ولی من داشتم از سرما میلرزیدم.

گریه کردی،گرسنه بودی،هر شب تا صبح زود به زود گرسنه میشی.

بغلت کردم،تنت گرم گرم بود.

گرمای تنت تمام وجودم رو گرم کرد

حالا خوابی تا کی دوباره بیدار بشی و دلگرمم کنی.

ممنون که هستی تا یخ منو آب کنی

 

سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩ توسط مامان جون