تبریک نیمه شعبان+اعلام اسم نی نی - فرشته های مهربون

  می اید از دور ,مردی ســــواره    
                     
                    برمــرکب عشق, چون ماهپــــــاره  

 والشمس رویش, واللیـل مویش    
                     
                   گلها همه مســــــت, از رنگ و بویش 

 عمامه بر سر, مثل پیمبـــــر (ص)    
                     
                   دربازوانــش نیروی حیــــــــــــــــدر(ع)  

 ازپای تاسر در شور و شین است  
                     
                   برق نگاهش مثل حســــین(ع) است 

 می اید از دور خوشــــبو تر از یاس 
                        
                   در چشــــم وابرو مانند عبــــــاس (ع) 

 القصه این مرد امید دلهاســـــــــت 
                
                   خوشبو تر از یاس فرزند زهراست(س)

ماه شعبان عجب ماهیه.من از بچگی همیشه به این فکر میکردم که چرا تو یه ماهی مثل ماه شعبان میلاد این همه انسانهای بزرگ و مقدس پشت سر هم قرار گرفته.وقتی بزرگتر شدم به این نتیجه رسیدم که این ماه که مقدمه ی یه ماه با فضیلت مثل ماه رمضان و یه شب عظیم مثل شب قدره باید هم استثنایی و ویژه باشه.تا حالا به این نکته دقت کردی:

همه ی ما تو یه لحظاتی از زندگی به جای اینکه مستقیماً چیزی رو از خدا بخوایم انسانهای بزرگی مثل ائمه،اولیا و انبیا رو بین خودمون و خدا واسطه قرار میدیم.درسته که بعضی از امامان و یا بزرگانمون به باب الحوائج معروف هستن،ولی همه ی ما خوب میدونیم که همه ی این بزرگواران باب الحوائج و باب المراد قلب ما هستن.هیچکدوم از این بزرگان و قدیسین هیچکسی رو نا امید نمیکنن و حرف همشون هم پیش خداوند خریدار داره،ولی خب همه ی ما میدونیم که هر کس یه برشی داره یا اینکه تو یه موقعیت خاص شاید وساطتت یه شخص خاص بیشتر از دیگری تاثیر داشته باشهحالا به این نکته توجه کن که توی این ماه چند تا واسطه،وتازه اونم چه واسطه های قدری،پشت سر هم اومدن تا کسی دست خالی از این ماه قشنگ پا به ماه مبارک رمضان نزاره  

شروع مناسبتهای پر خیر و برکت این ماه که با میلاد امام حسین علیه السلام،کسی که ملقب به کشتی نجات هست،و حضرت ابوالفضل العباس که همه ی ما ایمان به باب الحوائج بودن ایشون داریم هست

ادامه این مناسبتها  با میلاد امام سجاد علیه السلام هست که نه تنها واسطه ای برای رسوندن دعاهای ما به درگاه خداوند هستن بلکه راه و روش درست دعا کردن رو در صحیفه سجادیه به ما آموزش میدن(نه تنها ماهی میده بلکه ماهی گیری رو هم یاد میده و ایزار اون رو هم در اختیارمون قرار میده)

و میلاد حضرت علی اکبر،جوان رعنا و نورانی امام حسین که هر کس،هر وقت،هر جا خدا رو به جوونی علی اکبر قسم داده حاجت روا شده بعد از اون همه نورافشانی ستاره های قبلی قرار گرفته

و از خاتمه این مناسبتها چی بگم که شروع همه خیر و برکتها و نورانیتهاست

نیمه شعبان و مولود اون رو اینقدر دوست دارم و اینقدر بهشون ارادت و اعتقاد دارم که هر وقت بهشون فکر میکنم نمیتونم جلوی اشکهای شوقم رو بگیرم

عزیز دل مامان تو هم حتماً همین حس رو داری که قلب کوچولوت داره تند و تند میزنه و مامان رو به دلضعفه کشوندی

  اللهمیلاد یگانه منجی عالم بشریت

                    یوسف دلربای همه  جانها

                                   قلب تپنده ی تمام آفرینش

                                                و زیباترین شعری که خداوند عالم سروده

                   بر همه ی شما منتظران بارش باران رحمت الهی مبارک بادالله

                                 

                                

همیشه دلم میخواسته شب و روز نیمه شعبان رو تو جمکران باشم،برم تو خونه و به صاحبخونه تبریک بگم و باهاش راز و نیاز کنم،بگم که چقدر بی بهانه و شفاف دوستش دارم،و محبتش رو با دنیا عوض نمیکنم.

امسال بیشتر از همیشه این حال و هوا رو داشتم.از ماهها قبل قلبم میزد برای اینکه همچین شب و روزی اونجا باشم.حالا علتش رو توی همین پست متوجه میشین

آقای همسر هم انگار متوجه این قضیه شده بود یا شاید هم علت دیگه ای داشت،نمیدونم...رفت و بلیط تهیه کرد واسه اینکه ما شب و روز نیمه شعبان قم باشیم،جمکران باشیم.از اهواز تا تهران رو بلیط هواپیما گرفته بود و پروازمون هم واسه دیروز صبح بود که متاسفانه به علت دردها و مشکلات ناگهانی که واسه ی من پیش اومد نتونستیم بریم.

من که از مدتها قبل دلم از خیلی چیزا خیلی گرفته بود حالا دیگه خودتون تصور کنین چه حالی دارم.همش با خودم فکر میکنم که خودم رو به کجا رسوندم که خدا منو لب چشمه میبره و تشنه بر میگردونه.به هر حال خیلی گرفته و دلشکسته هستم

اما تو اعماق وجودم احساس امید و شادی میکنم و تنها علت اون هم فرشته ها و به خصوص نی نی تو راهیمون هستن.میپرسین چرا؟بقیش رو بخونین

         

یه خبر مهم

          اسم قشنگ مسافر کوچولو اعلام شد

وقتی متوجه شدیم نوزادمون پسره شروع کردیم از بین اسمهایی که قبلاًمد نظر داشتیم انتخاب کردن.اسمهای دختر و پسری که سر رضوان خاتون تو ذهنمون بود همون کاندیداهای این دوره بودن که دیگه باید از بین اسمای پسرونه انتخاب میکردیم.پرشانسترین کاندیداهای ما واسه اسم پسر عبارت بودن از:

رضا،مرتضی،حیدر،طاها،یاسین،میکائیل،یحیی(به خاطر علاقه ای که من به داستان حضرت یحیی دارم)و خیلی اسمای دیگه که سر فرصت اضافشون میکنم.

اما همون روزی که فهمیدم بچمون پسره نتونستم از بین این اسمها انتخاب کنم.یه حس و حال عجیبی داشتم.وقتی به این فکر میکردم که چه سعادتی میشه واسه من اگه بچه هام رو طوری تربیت کنم که جزو ٣١٣ نفر یارای خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشن و حالا که خدا خواسته بود اینبار پسری به ما عطا کنه میخواستم اسمی واسش انتخاب کنیم که هر بار که صداش میزنیم،تو هر نفسش و تو هر رجوعش به دلش امام زمان رو به یادش بیاره.اما این برای من و پسرم کافی نبود

از طرفی ما طبق سنت اسلامی واسه بچه هامون یه اسم و یه لقب انتخاب میکنیم که خیلی سفارش شده واسه همین هم دخترم رو رضوان خاتون صدا میزنیم(این روی تربیت شخصیتی بچه خیلی موثره)

و من عاشقانه و بی اختیار تصمیم گرفتم که اسم و لقب فرزندی که در شکم دارم هر دو متعلق به امام زمان باشه و هر بار که به این موضوع فکر میکردم خون با سرعت بیشتری در رگهام جریان میگرفت و این فقط یه بیان مبالغه آمیز نیست،من کاملاً اینو در خودم حس میکرد

آقای همسر هم کاملاً با این نظر موافق بود و هر دوی ما وقتی به دلیل انتخاب نام زیبای محمد مهدی برای پسرمون فکر میکردیم دلمون غنج میرفت و الانم همینطوره.

خدایا به ما کمک کن فرشته هایی رو که تو از لطف و کرمت به ما عطا کردی،طوری پرورش بدیم که سربازهایی برای امام زمان و یاری دهندگان دین تو باشن.

و در آخر یه حرف با تو:

عزیز دل مامان،امید من 

  اسمی که ما با یاری خداوند واسه تو انتخاب کردیم محمد مهدی هست،همون اسمی که ماههاست وقتی دست رو شکمم میزارم تو رو با اون صدا میکنم

این اسم مبارکت باشه.

همه این توضیحات رو دادم که تو و خواهر گلت وقتی بزرگ میشین بفهمین که چقدر برای ما مهم و مقدس بودین و ما حتی قبل از اینکه به وجود بیاین درباره خودتون،اسمتون  و هرچیزی که به شما مربوط بشه شبها و روزها فکر میکردیم.شماخیلی مقدسید قدر خودتون رو بدونین و همیشه در راهی قدم بزارید که رضایت خدا و امام زمان توش باشه.دوستون دارم و براتون عاقبت به خیری رو آرزو میکنم

                                       

بعداًنوشت:مدتی قبل تصمیم داشتم  بین اسمایی که کاندید کرده بودیم واسه نی نی گلمون یه نظر سنجی تو وبلاگ بزارم،اما بعد که خوب فکرامو کردم دیدم که اینکار رو نکنم بهتره،چون به هرحال ممکن بود یه اسمی انتخاب بشه که ما در نهایت اون اسم رو واسه نی نی انتخاب نکنیم(هر چند که همه اون اسامی از نظر ما قشنگ و مناسب بودن اما خوب دیگه ممکن بود یه وقت احساسات پدر و مادری ما رو به طرف یه اسمی میکشوند که رای کمتری آورده)پس به دلیل اینکه همه دوستامون  و بازدید کننده های وبلاگمون واسمو محترمن از اینکار منصرف شدم.

البته اینم اعلام کنم که احتمالاً به زودی درباره یه موضوعی؟؟؟یه نظر سنجی خواهیم داشت

پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸ توسط مامان جون