حال بد من و نتیجه سونوگرافی - فرشته های مهربون

چند روز بود که حال خوشی نداشتم. درد عجیبی گرفته بودم که هر چند وقت یکبار توی شکمم میپیچید و بعد از مدتی ول میکرد.حالت تهوعم که خیلی کم شده بود و فکر کردم کلاً داره از بین میره،دوباره زیاد شد.حرارت بدنم خیلی بیشتر از قبل شده بود و با هیچ چیزی برطرف نمیشد....و از همه مهمتر اینکه نی نی که وقتی هنوز سه ماهش کامل نشده بود تکون میخورد،خیلی وقت بود که بیحرکت مونده بود(فقط خیلی اوقات کز میکرد که اینطور مواقع شکم دردم خیلی بیشتر میشد).تصمیم گرفتم دوشنبه برم پیش دکترم که نشد و رفتنمون موند واسه چهارشنبه.

سه شنبه با مامانی رفتیم بیرون یه خانمی همین که متوجه شد من باردارم شروع کردن به حرف زدن.از این گفت که یه خانمی تو فامیلشون هست که بعد از پنج سال دوا و درمون باردار نشده هنوز،و اینکه خواهرش تو ماه چهار یا پنج بارداری بچش تکون نمیخورده رفته دکتر بهش گفتن بچت یه ماهه که تو شکمت مرده(حالا منو میگی  آخه مگه میشه آدم بچش یه ماه تو شکمش مرده باشه و اذیت نشه)خلاصه کلی با حرفاش بهم انرژی منفی داد.البته من توکلم به خدا بود و کلی هم دعا و نذر و نیاز کردم که بچم سالم باشه و سالم هم دنیا بیاد.

چهارشنبه یعنی دیروز رفتم دکتر،دکترم سفر بود و منشیش گفت که واسه هفته ی بعد نوبت مینویسه واسم،اما ما چون جمعه عازم مشهد بودیم میخواستیم همون موقع از سلامتی نی نی جون مطلع بشیم.واسه همین چند جای دیگه سر زدیم یا دکترا نبودن یا اینکه واسه اون شب وقتشون پر بود و چون پنجشنبه ها هم اینجا دکترا نیستن نوبتمون میشد واسه شنبه.کلی گشتیم تا توی یه مطب منشی که اولش گفته بود برو شنبه بیا ظاهراً متوجه حال بد من شد و گفت بشین تا ببینم کی میتونم ردت کنم.خدا خیرش بده.ساعت هشت نوبتمون شد(انصافاً هم منشی و هم دکتر خیلی خوش برخورد بودن)

خانم دکتر اولش واسم یه سونو انجام داد که مشخصاتش رو به امید خدا تو همین پست میزارم.بعد هم بهم گفت که بچت سالم و سرحاله و قرار هم نیست که نینیا قبل از هفته ٢١ و ٢٢ تکونهای مشخص و منظمی داشته باشن(البته رضوان خاتون هم از همون هفته ١۶ و ١٧ تکون خوردناش شروع شد)خلاصه شکر خدا خیالم راحت شد و کلی خدای مهربون رو تو دلم شکر کردم.البته اینم بگم که این نی نی کوچولوی ما نیومده خیلی داره مامانشو اذیت میکنه،اما اصلاً اشکال نداره چون مامانا در هر صورتی نینیاشون دوس دارن و فقط سلامتی اوناس که واسشون مهمه

مشخصات نی نی و مامان(١٠/۴/٨٨):

اضافه وزن مامان نسبت به ماه قبل:یک کیلو

فشار مامان: 9 روی 6

وضعیت سلامتی نی نی: به لطف خدای مهربون در سلامت کامل قرار داره 

سن بارداری:١٩ هفته و ۴ روز

وزن نی نی:٣٠٠ گرم

جنسیت نی نی:پسر(البته جنسیت رو رضوان خاتون از مدتها قبل اعلام کرده بود با قطعیت کامل)

تاریخ احتمالی زایمان:١/٩/٨٨

 

توصیه های دارویی:

فولیک اسید:حذف شود

ویتامین B6  در صورت نیاز

مولتی پرینتال:هر روز یک عدد

کپسول امگا 3:هر روز یک عدد

شربت فرو گولوبین:روزی یک قاشق

فروس سولفات:هر شب یک عدد

 

پینوشت:

درباره هوس ویارم باید بگم که سر این یکی فرشته من بیشتر از اینکه هوسهایی از نوع خوراکی داشته باشم،به بوهای مختلف حساسیت نشون میدم و کلاً موقع بیرون رفتن و رد شدن از کنار مردم دیگه خودتون تصور کنین چی میشه.

یه بار اوایل بارداریم که البته هنوز خودم از این موضوع مطلع نبودم رفته بودم نمایندگی ایو روشه واسه خرید دیدم یه ادکلن جدید آورده  (IRIS NOIR)همینطوری خواستم تست کنم و اون شب قصد خریدنش رو نداشتم.خیلی از بوش خوشم اومده بود و آقای همسر اصرار کرد که بگیرمش و من گفتم که باشه واسه دفعه ی بعد....و از فروشگاه رفتیم بیرون...توی راه همش کاغذ تسترش رو که دستم بود بو میکردم و جالب اینکه با بوییدن این عطر سر دردم هم خوب شد....خلاصه بوی تستر که از بین رفت...نشد دیگه،نشد فرداش رفتیم اونو خریدیم و از همه جالبتر اینکه هووم(رضوان خاتون)با اینکه ادکلنای خودش رو هم از همونجا میخریم از بوی این یکی خیلی خوشش اومده و خدا نکنه که من هواسم بهش نباشه...غفلت من همانا و از دست دادن بخش قابل توجهی از ادکلن همان

پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸ توسط مامان جون