یعنی اخبار بیست و سی اینقدر خبر تازه یه جا نداره - فرشته های مهربون

 

برای مشاهده در سایز واقعی کلیک کنید

سلام به دوستای گلم و کوشمولوهای نازشون

الهی که دلتون شاد و تنتون سالم باشه.

 

فرارسیدن دهه شور انگیز فجر رو بهتون تبریک میگم و از خدا میخوام که مشکلات رو از سر راه مردم ایران و انقلاب اسلامی برداره و شادی  و شور و نشاط و سرزندگی رو به هممون هدیه بده.

 

به همین مناسبت و برای اینکه من هم سهم خودم رو در شاد کردن و سر ذوق آوردن شما ادا کرده باشم دو تا خبر واستون دارم که حتما برید تو ادامه مطلب  بخونید.

 


اول اینکه اینروزها  تند تند به وبلاگ شکلکها سر بزنید چون اگه خدا بخواد دارم به مناسبت دهه فجر تند تند پست میزارم.

  دوم اینکه یه وبلاگ جدید درست کردم که قراره با کمک خدا تبدیل بشه به یه کارگاه خلاقیت ،واسه اینکه اولا خودم چیزایی که با بچه ها آزمایشچشمککشفعینکو یا اختراعقهقهه میکنیم اونجا ثبت کنیم تا یادمون نره

و ثانیاّ شاید مامانا  و نی نیای دیگه ای هم دوست داشته باشن بازیهایی که ما با هم میکنیم و چیزایی که تجربه میکنیم رو تجربه کنن و شاید به درد خودشون و کوچولوهاشون بخوره.

اون مهد کودک استثنائی رو یادتونه؟بعد از اون قضیه دیگه خونه ما که از یه مهد کودک هیچی کم نداشت دیگه واقعاَ تبدیل به یه مهد کودک تمام عیار شد و اونقدر بچه ها این مهد کودک رو دوست داشتن که رضوان خاتون همیشه به من میگفت مامان جون یه مهد کودک باز کن اسمشو بزار فرشته های مهربون تا بقیه بچه هایی که شاید ماماناشون از این بازیا بلد نیستن یا وقت ندارن یا سرشون درد میکنه  بچه هاشونو بیارن اونجا تا از این بازیا بکنن و چیزای خوب یاد بگیرن و باهوش بشن.

منم براش توضیح دادم که مهد کودک زدن الکی نیست ...و این ماجرا ادامه داشت تا همین چند روز پیش که یه پیشنهاد درست و حسابی داد و اون این بود که حالا که نمیتونی مهد کودک بزنی یه وبلاگ دیگه درست کنن اونجا رو بکن مهد کودکبغل

منم که کلی از مهربونی دخترم و از فکر بازش ذوق مرگ شده بودم با وجودی  که کلی واسم سخت بود یه وبلاگ دیگه رو اداره کنم اما همونروز خواسته خیر دخترم رواجابت کردم و  و....

     جی جی جی جین

مهد کودک فرشته های مهربون افتتاح شد

هر کسی دوست داشت تشریف بیاره قدمش روی چشم،هیچ هزینه و مدارکی هم لازم نداره فقط با عرض شرمندگی یه شرط داره و اونم اینه که چون این مهد کودک مجازی وقف عاقبت به خیری و موفقیت رضوان خاتون و محمد مهدی هست از دوستان خواستم اگر مطلبی توی وبلاگ قرار گرفت که واسشون مفید بود و به دردشون خورد واسه عاقبت به خیری بچه های من دعا کنن.

 لاینر جواهر نشان

اوه اوه یه خبر دیگه که البته تو اون دوتا اولی حسابش نکردم چون فکر کنم به جز خودم به درد کسی نخوره:

نمیدونم گفته بودم که قبلاَ دانشجو بودم و انصراف دادم یا نه؟حالا خیلی هم مهم نیست.راستش من سال 81 (دو سال قبل از ازدواج)رشته اقتصاد نظری پیام نور خرمشهر رو تو اولویت اولم زدم و همون رو هم قبول شدم،اما سال 84 بنا به دلایلی صلاح دیدم انصراف بدم که همینجا اعلام میکنم (دختر گلم حتی یه اپسیلون هم مربوط به ابراز وجود شما نبود)

همیشه اعتقاد داشتم که تحصیلات دانشگاهی لزوماَ سواد نمیاره و خودم روهم یه آدمم بیسواد نمیدونم چون شاید خیلی بیشتر از خیلی تحصیلکرده ها و مدرک دارا مطالعه کرده و میکنم و سعی میکنم آخرین دستاوردهای  علمی و فرهنگی دنیا رو کنکاش کنم،

اما این عقیده رو هم دارم که همنطور که بچه باید سعی کنه باعث سربلندی والدینش باشه والدین هم نباید کاری کنن که خدای نکرده باعث سرشکستگی بچه هاشون باشن....و قطعاَ اگه جامعه ما همینطور مدرک گرا بمونه، 10 سال دیگه بچه های من خجالت میکشن بگن تحصیلات مادر ما دیپلمه.

به خاطر همین تصمیم داشتم هر طور شده تحصیلاتم رو هم ادامه بدم و قطعاّ بهترین گزینه برای زنی به شرایط من همون سخت ترین گزینه، یعنی پیام نوره

خو حالا همه اینا رو هم یعنی اینکهIT پیام نور قبول شدم، و شاید مسخره به نظر برسه خیلی دلهره دارم...

شنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩۱ توسط مامان جون