عکسهایی که از پست قبل جا موندن - فرشته های مهربون

عکسهایی که از پست قبل جاموندن:

الهی قوربونت بشم نقاش کوچولوی من که تو مریضی هم نقاشی رو ول نمیکنی

اینجا هم یعنی منو کشیده و میگه:مامان جون شما رو کشیدم که پرااانسس منی (عکس زیر)

تو عکس زیر هم در حال نقاشی کردن از حال رفت(الهی که مادر پیشمرگت بشه ضربان قلبم)

البته توی عکس بالا،رو پهلو چرخیده بود و دفترهاشو بغل کرده بود،من دیدم صورتش خط افتاده دلم نیومد،برش گردوندم رو کمر.

نقاشی قشنگی که میکشه و میزنم به در و دیوار اینقده ذوق میکنه که من از خجالت اینکه بچم چه توقعات کوچیکی ازم داره آب میشم.عکس زیر ذوق زده شدن دختری رو در اثر چسابانیده شدن نقاشی به در نشون میده.هر کسی میاد خونمون با شوق و ذوق نقاشیشو نشون میده و میگه این نقاشی منه ها،خودم تنهایی کشیدم:

و عکس زیر هم همون اثر هنری(اون برگه نسخه ها رو همون شب خانم دکتر غدیری بهش داه بودن)

 

سختیهای کوچولوی تپلی که سر راه نقاشای بزرگ قرار دارن(عکسهای زیر)

 

 

 

غذا خوردن دختر بیمار من(الهی من بمیرم و تو رو بیحال نبینم نفسم)

دختر بمیار من در حال درگوشی حرف زدن با باربی رو بالشتیش(عکس زیر)

رفتن به کلاس تکواندو بعد از دو هفته(عکس زیر)

رفتن به چشم پزشکی با کاپشن فیروزه ای(عکس زیر):

و برگشتن از چشم پزشکی با کاپشن قرمز(عکس زیر)

 

چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ توسط مامان جون