عذر تقصیر! - فرشته های مهربون

سلام دلبندای من

اومدم که بهتون بگم بیحوصلگی ها و بداخلاقیهای  اینروزهای منو ببخشیدخجالتدست خودم نیست،به خدا خیلی خسته و ناتوان شدم،مریضی یه طرف،کارها و مسئولیتهای زندگی یه طرف،...،اوضاع درهم و برهم خونه هم که به شدت اعصابم رو میریزه به هم.

میدونید همنفسای من

من وقتی به دنیا اومدم یه نفر بودم،و هیچ مسئولیتی نداشتم.

وقتی بزرگتر شدم و به سن خردسالی و کودکی رسیدم هم یک نفر بودم،و باز هم هیچ مسئولیتی نداشتم.

وقتی به سن نوجوانی رسیدم یک نفر بودم،و فقط مسئولیت کارهای خودم به دوش من بود.

وقتی ازدواج کردم همون یک نفر بودم و مسئولیت ٢ نفر به دوشم بود،و من با کمال میل این مسئولیت رو پذیرفته بودم و تا اخرین حد توانم از خودم مایه میگذاشتم.

وقتی دختری به جمع ما اضافه شد من همون یکنفر بودم،و مسئولیت ٣ نفر به دوشم بود.کمی ضعیف شده بودم،ولی به روی خودم نمی آوردم  و کم نمیگذاشتم.بعد که دختری بزرگتر شد و مسئولیت من بیشتر و تواناییم کمتر شد،گاهی به روی خودم میآوردم اما باز هم کم نمیگذاشتم.

وقتی پسری به جمع ما اضافه شد،من هنوز همون یکنفر بودم و مسئولیت ۴ نفر به دوشم بود،و خیلی ضعیفتر از قبل شده بودم از همه نظر،حالا شاید بیشتر به روی خودم میآوردم اما اصلاً کم نمیگذاشتم.

اینروزها من هنوز همون یک نفر هستم و مسئولیت همون ۴ نفر به دوشمه،اما این یکنفر کجا و اون یکنفری که به این دنیا اومد و یا اون یکنفری که ٢ نفر شد کجا؟

بر عکس ظاهرم که هر روز تنومندتر از روز قبل میشهخجالتتوانایی هام هر روز کمتر میشه، دیگه خیلی از کارهایی که قبلاً انجام میدادم رو نمیتونم انجام بدم،اوضاع خونه نابسامانه،اوضاع خودم هم.

نمیدونم کجای کار میلنگه که من اینقدر شلخته و بیحوصله شدم،نمیدونم چرا اتاقها و آشپزخونه هیچوقت مرتب و تمیز نمیشن،در حالی که قبلاً حیاط و باغچه هم بود و همیشه حیاط و گلها هم مثل توی خونه مرتب بودن.

نمیدونم چرا اینقدر به سر و صدا حساس شدم که مدام باید بگم:رضوان آرومتر،یواش بخندین،اینقدر سر و صدا نکنین.

نمیدونم چرا اینقدر دغدغه همسایه رو دارم که مدام میگم:بدو بدو نکنین،یواش راه برید،نپرید،شاید مردم خواب باشن آرومتر بازی کنید،صدای تلویزیونو کم کنید.

نمیدونم چرا اینقدر دغدغه همه رو دارم؟چرا هیچکس دغدغه ما(من) رو نداره؟

خلاصه اینکه اینوقت شب اومدم بگم که:حلالم کنید شما رو به خدا،من جونومو برای شما دو تا میدم،شما دو تا نفس من و همه زندگی منید،از من دلگیر نشید و برام بغض نکنید و باهام قهر نکنید.

پینوشتها:

١)میخواستم به احترام ماه محرم قالب مناسبتی بزارم،اما گویا این قالب جدید برای بعضی دوستان مشکل ایجاد کرده و چشماشون رو اذیت میکنه،بر میگردیم به همون قالب قبلی.بر ما ببخش یا اباعبدالله الحسین علیک السلام الله.

٢)برای رضوان خاتونم مشکل کوچیکی پیش اومده،اگر بشه ان شاالله فردا شب درباره ش توضیح میدم و اگر هم نشد که فکر میکنم تا هفته آینده دسترسی درستی به نت نداشته باشم.البته نگران نشنید و فقط برای سلامتی کوچولوها من هم دعا کنید.

٣)قبلا تو سایت dropshots فیلم و عکس اپلود میکردم و از کیفیتش هم خیلی راضی بود(با اینکه اینترنت پرسرعت هم نداشتم)اما از وقتی که این سایت فیلتر شده کلی فیلم رو دستم مونده که نمیدونم کجا میتونم آپلودشون کنم.آخه اگر بخوام با استفاده از فیلتر شکن هم از همون سایت فیلم آپلود کنم دوستانی که از فیلتر شکن استفاده نمیکنن نمیتونن اونا رو ببینن.

اگر کسی سایت خوب میشناسه لطف کنه بهم معرفی کنه.

4)وبلاگ کدبانوگری با مطالب تازه تر به روزه.

سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩ توسط مامان جون