شهرزاد دوست داریم - فرشته های مهربون

به خاطر همینه که اینقدر مجله شهرزاد رو دوست دارم.آخه خیلی به نظر مخاطب اهمیت میده و انتقادات و پیشنهادات مخاطبین رو تو جایی که ممکن باشه عملی میکنه.میشه گفت یه مجله همه چی تموم تو زمینه پرورش و تربیت فرزندان ما در رده های سنی پیش از تولد تا خردسالی و کودکی و حتی در مواردی نوجوانیه.

جوجه کوچولوهای شیطون

چند وقته پیش به نظرم رسید اگه تو مجله شهرزاد یه بخشی بود که کاردستیهای ساده ای آموزش میدادن که خود بچه ها با کمک والدینشون درست میکردن خیلی خوب میشد.شماره قبلی رو که گرفتم بعد از مطالعه کردنش گوشی سابقم رو که البته به همراه سیم کارت قبلیم مرحوم شدن برداشتم و این پیشنهاد رو به سامانه پیام کوتاه شهرزاد فرستادم.

جوجه کوچولوهای شیطون

شماره جدید شهرزاد(که البته اینجا خیلی دیر رسید)رو که دیشب گرفتم و مطالعه کردم دیدم یه بخش آموزشی اضافه شده که شامل آموزش زبان انگلیسی و نقاشی و ورزش و کاردستی برای بچه هاست.خیلی خوشحال شدم.

آخر شب که بچه ها خوابیدن و دوباره من موندم و شهرزاد جونم،تو صفحه ١٣ پیامک خودم و جواب شهرزاد رو دیدم و تو دلم خیلی ازشون تشکر کردم.الان هم لازم دونستم تا از این طریق از اینهمه همکاری و بها دادن دست اندرکاران خوب و فعال مجله شهرزاد به نظرات مخاطبین تشکر کنم

جوجه کوچولوهای شیطون

راستی یه خبر دیگه هم از شهرزاد که این شماره ما رو کلی ذوق زده کرده دارم و اونم اینه که همون شماره قبل من دو تا عکس از خنده های شیرین رضوان خاتون و محمدمهدی و یه عکس سه نفره هم از رضوان خاتون و دایی علی و ابوالفضل عزیز دل عمه ش،واسه جشنواره عکسخند شهرزاد ایمیل کردم که تو این شماره اون عکس سه نفره به همراه خاطره من چاپ شده بود:

از دیشب تا حالا رضوان خاتون مغز منو خورده که چرا عکس محمدمهدی رو نفرستادی،کلی براش آیه و قسم آوردم که بابا جون،من عکس داداشی رو هم فرستادم و ممکنه تو شماره های بعدی چاپ بشه،ممکن هم هست اصلا چاپ نشه.دختری هم اولتیماتوم دادن که اگه عکس دادش یکی یه دونشون چاپ نشه دیگه منو دوست ندارنگریهاسترس

جوجه کوچولوهای شیطون

دوست خوب من،بیشتر از یکساله که از آشنایی من با تو میگذره،یعنی از وقتی که محمدمهدی جون هنوز تو دل من بود و خوندن نوشته های مفید تو کلی به من معلومات و آرامش میداد

تو این یکسال خیلی چیزها ازت یادگرفتم و به خاطر این ارتباط خوبی که با مخاطبانت داشته و داری و میدیدم که همیشه به نظرات مخاطبهای خودت اهمیت میدی خیلی با تو احساس صمیمیت و راحتی میکنم.یه جورایی دیگه از حالت مجله بودن در اومدی و عضوی از خانواده به حساب میای که اگه چند روز دیرتر از موعد به دستمون برسی کلی حالمون گرفته میشه.

ازت متشکریم که هستی و به ما یاد میدی که چطور بهترین رفتارها رو با جگرگوشه هامون داشته باشیم

یکشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٩ توسط مامان جون